ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1216
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
اين گونه سخنان را با چنين خصوصياتى نميتوان شعر ناميد ، بلكه آنها سخن منظوم بشمار ميروند ، زيرا شعر داراى اسلوبهاى خاصى است كه در نثر يافت نمىشود چنان كه نثر هم اسلوبهايى دارد كه در شعر نيست و بنابر اين هر سخن منظومى را كه بر اين اسلوبها نباشد نمىتوان شعر ناميد . و به همين نظر بسيارى از شيوخ و استادان ادبمان را كه ديدهايم معتقداند كه نظم متنبى و معرّى بهيچرو شعر نيست چه سخنان آنان بر اسلوبهاى شعر جارى نيست [ و اينكه در تعريف قيد كرديم « بر اسلوبهاى زبان عرب جارى باشد » فصل ديگرى است كه شعر غير عرب ] [ 1 ] . از ملتهاى ديگر را از تعريف خارج مىكند بر حسب نظر كسانى كه معتقدند شعر ، هم در ميان قوم عرب و هم در ميان ديگر ملتها وجود دارد ، ولى كسانى كه معتقدند شعر جز در ميان عرب در قوم ديگرى يافت نميشود نيازى به اين فصل ندارند و بجاى آن ميگويند : « بر اسلوبهاى مخصوص بدان جارى باشد » و هم اكنون كه از گفتگو دربارهء حقيقت شعر فارغ شديم ببحث در كيفيت سرودن آن ميپردازيم : بايد دانست كه سرودن شعر و مهارت يافتن در اين فن داراى شرايطى است كه نخستين آنها حفظ - كردن جنس آن يعنى جنس شعر عرب است تا در نفس ملكهاى پرورش يابد و همچون نورد بافنده نمونه و سرمشق باشد و از آن پيروى شود . و محفوظات را از اشعار اصيل برگزيده و گلچين انتخاب ميكنند كه داراى اسلوبهاى گوناگون باشند . و حداقل مقدارى كه از اين منتخبات كفايت مىكند اشعارى از فحول شاعران اسلامى است مانند : ابن ابو ربيعه و كثير و ذو الرمه و جرير و ابو نواس و حبيب « ابو تمام » و بحترى و رضى و ابو فراس . و اكثر اشعار برگزيده را بايد از كتاب اغانى حفظ كرد ، زيرا در اين كتاب همهء آثار شاعران طبقهء اسلامى و اشعار برگزيدهء دوران جاهليت گرد آمده است . و كسى كه از اين محفوظات
--> [ 1 - ) ] از نسخهء خطى « ينى جامع » و چاپ « پ » .